پست دوم امروز

ماریا میگه حتا اگه نت وصل شد بمونیم همین‌جا تو "بله". میگه اونقدر باهم چت می‌کنیم که بتونیم یه نرم افزار ایرانی رو سرپا نگه داریم! یاد اون اولین باری میفتم که تلگرام فیلتر شد. با چه اصراری وی‌پی‌ان نصب نمی‌کردم! حالا چه‌م شده؟ از سرویس یک آشنا استفاده می‌کنم برای کارای خیلی ضروری! مامان میگه با یوز سرچ کن. دست خودم نیست یه دفعه داد می‌زنم من از این چیز میزای ایرانی متنفرم!! سعی می‌کنم اخبار گوش ندم چون اسمی از دانشگاه توش نمیاره! نمیگه آمبولانس اومده وسط دانشگاه! نمیگه لعنتی یه هفته س سردر بسته‌س!! چون الان دقیقا اخبار کجاست؟

توی راه مشهد به ماریا می‌گفتم هیچ تقدسی برام از ت باقی نمونده! بهش میگم ج رفته هیات و سرخوش برگشته چون بچه هاش به اصطلاح"ولایی" بودن. من هم همون شب همون هیات رفتم و به همین علت دقیقا پاشدم اومدم بیرون! عجیبه. دنیا عجیبه!

بعضی موقعا احساس میکنم دچار سندروم ترومن شدم! احساس می‌کنم کل جهان یه فیلمه که من بازیگرشم! خیالم خامه وقتی مرکز توجه نیستم. این یعنی بازیگر نقش اصلی هم من نیستم:) برای آروم شدنم به خودم قول میدم دنیا رو بگردم تا باورم بشه یه کارگردان اینجوری بریز و بپاش نمیکنه برای فیلمش! اصلا اهمیتی نداره من چه مشکل روانی ای دارم. مهم تر از اون اینه که زیبا راست میگه. وقتی دارم به شوخی میگم من میرم میبینم و بهتون خبر میدم که خارجیا تو زندگی عادیشون چه قدر پلو میخورن، بهم میگه ببین همین ترمو میتونی رد کنی؟ راست میگه! الان باید بشینم گزارش کار آزمایشگاه بنویسم. نه جانم، من ابنرمال تر از اونیم که کاری که باید رو بکنم‌؛ مثلا زیست بخونم. باید کمپبل رو جلو جلو تموم کنم ولی الان هنوز قسمت پروتئین هاش رو هم نخوندم با اینکه خیلی وقته از درسش گذشته! باید هالیدی رو مثه همه بچه های کلاس بیست دور حل کنم. باید برم دنبال نمونه سوال ریاضی. باید کتاب شیمی فیزیک لوین یا پتروشی رو بجوعم تا مکانیک کوانتوم برام حل شه! ولی من دقیقا دارم چی‌کار می‌کنم؟ دارم سعی می‌کنم برنامه ای رو بنویسم که یه عدد رو بدون آرایه آینه‌ای تحویلم بده! من حتا پوچ تر از اونیم که به آرزوهای خودم فکر کنم، چه برسه به موفقیت مملکتی که نمیتونم تهش میم مالکیت بچسبونم. این واقعا اذیتم میکنه که حس خوب تعلق رو درک نمیکنم!

 

پ. ن: یه سکو نیاز دارم برای استارت. برای پریدن. برای انگیزه‌مند شدن. شما سراغ ندارین؟:)

از تو چه پنهان من، گم کرده ام خود را...

راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود...

ای دریغا، ای دریغا، از جوانی، از جوانی...

رو ,یه ,میگه ,ای ,می‌کنم ,الان ,تر از ,اونیم که ,سعی می‌کنم ,راست میگه ,از اونیم

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
(TR) تکنیک رایانه حمل اثاثیه منزل در اصفهان - نظم بار طراحی سایت ، سئو ،تبلیغات در گوگل سیستم های حضور و غیاب کارت تلفنی ویپ اتساین وبلاگ آزاد فیلم و سریال های ایرانی با لینک مستقیم کارشناسی سنجش وپایگاه اطلاعاتی آموزش وپرورش ناحیه یک همدان بی خواب